مرتضى راوندى

384

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

فرستادند كه به مازندران برده در دامان آقا رستم اندازد و بگويد كه دست تو به دامن او نرسيده اما حال او دست به دامان تو زده . آن يساول در وقتى كه آقا رستم با سرداران طبرستان مجلس عالى داشت به انجمن درآمد ، بيخوف و هراس به خدمت مرجوعه قيام نمود ، فى الفور بازگشت . هيچ آفريده را مجال دم زدن نشد آقا رستم از خوف آن پيغام سراسر تهديد ، زهره‌اش آب شده دلش از واهمه و بيم قصور يافت ، روزبروز ضعف بر بدنش مستولى گشته به عالم عقبى شتافت . » « 288 » پس از اينكه اين فتح ميسر شد و شاه از سر كشتگان مناره‌ها ساخت و غنايم جنگ را به لشكريان تقسيم نمود ، خبر اين فتح را به اطراف فرستاد و ملوك و سلاطين را فتحنامه‌ها نوشت . بعضى جنبش قزلباشها را در عهد صفويه جنبشى ملى مىخوانند در حالى كه با توجه به مفهوم مليت و ناسيوناليسم در عصر جديد ، اين قبيل جنبشها و حكومتها را كه بيشتر رنگ مذهبى و قبيله‌اى دارند ، نمىتوان جنبش ملى يا دولت ملى به شمار آورد . به قول استاد مينوى به اين قبيل نهضتها ، عنوان جنبش ملى دادن به گمان من سهل‌انگارى است در اصطلاح ، و مرتكب شدن غلط تاريخى است . نه تنها تا عهد فردوسى ، حتى تا نزديك به عصر ما ، مفهوم مليت به اين معنى كه ما امروز از آن مىفهميم ( ناسيوناليسم ) وجود نداشت ، تعصب عرقى ، نژادى و شعوبى و قبايلى بود ؛ وانگهى سركرده‌اى ، جماعتى را گرد خود جمع مىكرد كه از براى رياست و فرمانروايى او با ديگران جنگ و پيكار كنند . لزومى نداشت كه كليهء سپاهيان او از قوم و نژاد خود او و از امت واحدى باشند . جنگجويان براى پول و مال بيشتر پيكار مىكردند تا از براى تعصب قومى . « 289 » تشكيل دولت گوركانى هند در آغاز حكومت صفويه ، چنان‌كه قبلا گفتيم ، يكى از نواده‌هاى امير - تيمور معروف به بابر بر سمرقند دست يافت و پس از چندبار فتح و شكست ، در سال 909 كابل را تسخير كرد و بعد روى به هندوستان نهاد و با كسب پيروزى ، سلسلهء سلاطين مغول يا دولت گوركانى هند را تشكيل داد . شاه اسماعيل در زمان جنگ با شيبك خان خواهر بابر را ، كه در شمار اسرا بود ، با احترام پيش برادر فرستاد و مقدمات دوستى دو دولت جوان فراهم گرديد . در سال 920 هجرى ، سلطان سليم اول ، پادشاه عثمانى ، سياستى توسعه‌طلبانه در پيش گرفت . در سراسر قرن پانزدهم ميلادى ( نهم هجرى ) اين دولت با كشورهاى بالكان و ايران در جنگ بود . سلطان سليم در لشكركشى به ايران از تعصبات مذهبى تركها استفاده كرد و به عنوان دفاع از مذهب تسنن در مقابل شيعيان ( بددين ) نخست چهل هزار شيعيان آسياى صغير را از ميان برد و چون از پشت جبهه مطمئن گرديد ، عليه شاه اسماعيل وارد جنگ

--> ( 288 ) . اسكندر بيگ منشى ، عالم‌آراى عباسى ، ص 29 ( به نقل از مجلهء يادگار ، سال دوم ، ص 30 ) ( 289 ) . مجتبى مينوى ، فردوسى و شعر او ، ص 32 .